امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم اخلاق اولین درخواستی که پس از ذکر صلوات ازپیشگاه خداوند می نماید این است که می گوید بار الها، ایمان مرا به کامل ترین مدارج آن برسان. در این جمله از دو نظر بحث می شود : یکی فرق بین ایمان و اسلام و آن دیگردرجات ایمان. امام صادق علیه السلام رسالهای خطاب به اصحاب خود نوشته که در روضه کافی، صفحه 405 تمام آن نقل شده و ضمن آن این جمله آمده:" واعلمو ان الاسلام هوالتسلیم والتسلیم هو الاسلام فمن سلم فقد اسلم و من لم یسلم فلا اسلام له" .
بدانید که اسلام عبارت از تسلیم است و تسلیم نیز اسلام است. کسی که از صمیم دل تسلیم خدا شود اسلام واقعی دارد و آن کس که تسلیم نشود دارای اسلام واقعی نیست. بنابراین اسلام پیش از ایمان تسلیم ظاهری است و ارزش معنوی ندارد.اما تسلیم بعد از ایمان یکی از بهترین و عالیترین نشانههای ایمان واقعی است و این هر دو کلمه اسلام و تسلیم در قرآن شریف آمده است. در یک جا ( س 49 – آیه 14 ) میفرماید اعراب میآیند و به تو میگویند ما ایمان آوردهایم. به اینان بگو ایمان نیاوردهاید؛ بگویید اسلام آوردهایم، زیرا ایمان هنوز در قلوب شما راه نیافته است .این آیه راجع به گروه اول است . اما درباره گروه دوم یعنی تسلیم بعد از ایمان خداوند می فرماید:" و من احسن دنیا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن "( س 4 – آیه 125 ).کدام مسلمانی دینش بهتر است از آن انسان شریفی که ذات خود را تسلیم باری تعالی کرده و به تمام معنی مطیع حضرت حق است و در مقام عمل محسن و نیکوکار.
درباره تفاوت اسلام قبل از ایمان و تسلیم بعد از ایمان روایات بسیاری آمده، از آن جمله این روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود : "ان الاسلام قبل الایمان و علیه یتوارثون ویتناکحون والایمان علیه یثابون ".می فرماید اسلام قبل از ایمان است و براساس اسلام بین مردم مسلمان توارث برقرار می شود و هر گروه وارث اموال متوفی را ارث می برد. علاوه بر این بر اثر اسلام امر ازدواج واقع میشود و به طورخلاصه ظواهر جامعه براساس اسلام میگردد. اما در پایان حدیث میفرماید "و الایمان علیه یثابون" . اما بر اثر ایمان واقعی و عقد قلبی و تسلیم براثر ایمان ثواب الهی و اجر باری تعالی به آنان می رسد . (سفینه البحار – ج 1 – ص 643 ) حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام به این شرح رسیده است ، میفرماید : اسلام شهادت دادن به توحید خدا و تصدیق رسول گرامی است و به وسیله این دو شهادت خونها محفوظ میماند، نکاح و ازدواج جریان پیدا میکند و امر ارث بین وارث برقرار میگردد .
حدیث دیگری از نبی اکرم (ص) است که قبلاً ایمان را معنی میکند و سپس اسلام قبل ایمان را . ( سفینه البحار – همان )
رسول گرامی (ص) فرموده است ایمان عبارت از آن است که دلها آن را با تعظیم و تکریم فرا گیرند و اعمال مردم آن را گواهی دهد و اسلام آن است که جاری شود به لسان و بر اثر آن ازدواج روا و حلال گردد . ممکن است کسی سؤال کند آنان که ایمان واقعی و قلبی به دین خداوند نداشتند چرا اسلام آوردند و از چه رو در مقابل مسلمین تسلیم شدند؟ در پاسخ میتوان گفت که تسلیم این گروه ممکن است دو علت داشته باشد: یکی ترس و دیگری طمع. ترس از این نظر که اگر در صف مشرکان و کفار باقی بمانند ممکن است جنگی پیش آید و ناچار شوند در جبهه به نفع کفار شرکت کنند و بر اثر حملات قوی و نیرومند سربازان اسلام کشته شوند و یا اسیر گردند. اما طمع از آن جهت که میدیدند دولت اسلام مستقر گردیده و ریشه اسلام تثبیت شده است . رسول گرامی مملکت به وجود آورده و بیت المال ایجاد کرده است .پیروان پیغمبر درآمدها و منافعی در این دولت دارند . گاهی از بیت المال استفاده میکنند و زمانی از غنائم جنگ بهره میبرند و بعضی از اوقات عایدات دیگر دارند . اگر اینان بروند و به ظاهر قبول اسلام کنند، پیغمبر گرامی اسلام آنان را میپذیرد و در صف مسلمین قرار میگیرند و از منافع و درآمدهایی که عاید مسلمانان میگردد بهرهمند میشوند. اینان به ظاهر مسلمان بودند و در باطن دشمن اسلام و مسلمین، و قرآن این گروه را منافق تعبیر فرموده و یک سوره به نام منافقین آورده است. این گروه در ظاهر وقتی به مسلمانان میرسیدند میگفتند ما علاقهمند به شما هستیم و ایمان آوردهایم ( س2 – آیه 14)، اما وقتی با شیاطین و هم عقیدههای خود خلوت میکردند به آنان میگفتند ما همچنان با شما هستیم و مسلمانان را مسخره میکنیم .
نتیجه آنکه اولین تفاوت بین ایمان و اسلام آن است که مؤمنین اولاً دارای عقد قلبی و اطمینان خاطرند و در مقام دوم اطمینان خاطر خود و عقیده واقعی خویش را به زبان میآورند؛ اما منافقین عقد قلبی ندارند. به اسلام و کتاب خدا باطناً معتقد نیستند، بلکه به منظور جلب منفعت یا دفع ضرر آمده و به ظاهر قبول اسلام کردهاند تا از قتل و اسارت در جبهه جنگ مصون بمانند و از منافع بیت المال و غنائم بهرهمند گردند. اما تفاوت دوم، در مکتب پیمبران الهی مؤمن واقعی کسی است که به تمام آنچه از طرف باری تعالی بر آن پیغمبر نازل شده است ایمان بیاورد، باورداشته باشد و عملاً بر طبق آنها رفتار کند. اما گاهی اتفاق میافتاد که بعضی از افراد در مقابل پیغمبر خودشان این چنین نبودند و به تمام ما انزل الیه باور نمیآوردند یا عمل نمیکردند. بعضی را میپذیرفتند و قسمتی را رد میکردند. قرآن شریف این مطلب را در دو مورد ذکر کرده است: یکی درمورد کارهای ناروا و عهدشکنیهایی که بنیاسرائیل کرده بودند و تعدی و تجاوزهایی که داشتند، فرموده:" افتؤمنون ببعض الکتاب وتکفرون ببعض" ( س2 – آیه 85 ) آیا به قسمتی از کتاب الهی ایمان میآورید و به بعضی دیگر کافر شوید و اعراض مینمایید . درباره مسلمانان اخلالگر و آنان که میخواهند بین مردم ایجاد فساد کنند فرمودهاست. ( س 4 – آیه 150 ) اینان میگویند ما به پارهای از آنچه خداوند بر پیغمبر نازل فرموده است ایمان داریم و به قسمتهای دیگری ایمان نداریم و به آنها کافریم. این گروه میخواهند برای خود راه مخصوصی را باز کنند و آنچه ازآیات قرآن و تعالیم الهی را که مطابق خواستههای آنها است میپذیرند و آنچه را که میل ندارند رد میکنند . این گروه قبل از اسلام بوده و در صدر اسلام هم بودهاند و اکنون نیز وجود دارند. اینان در شأن اجتماعی و برای مبارزه با پاره ای از کارهای ناروا، هر چه را که در قرآن و روایات بر طبق خواهش های نفسانی خود بیابند از آنها سخن میگویند و راجع به آنها با مردم حرف میزنند. مثلاً روایت میگوید :" من اکرم غنیا لغناه ذهب ثلثادینه". اگر کسی سرمایهداری را برای ثروتش احترام کند، دو قسمت از سه قسمت دینش رفته است. این جمله را میگویند و درباره آن بحث میکنند بدین منظور که قدرت زر و زور را در هم بشکنند. یا وقتی آن روایت را که حسین بن علی(ع) در مقابل لشکر حر میخواند "من رای سلطانا جائراً و نفس المهموم" ( ص 190) پیغمبر فرموده: هر کس سلطان ستمگری را ببیند و رفتار او را انکار و با او مبارزه نکند، همانند او معذب و محشور میشود.
این روایت را میخوانند و درباره اهمیت آن فریاد میزنند و شعار میدهند، اما وقتی گفته میشود اسلام نماز آورده ، روزه آورده ، حج و زکات آورده، اسلام شرب خمر را حرام کرده، بیعفتی را ممنوع کرده، به اینها اعتنا نمیکنند. فقط و فقط اسلام انقلابی میخواهند، نه انقلاب اسلامی. این گروه از مسلمانی دم میزنند، ولی به جمیع ما انزل الله باور ندارند. اینان را هم میگویند مسلمان ولی فاقد ایمان.
بنا براین دو تفاوت بین اسلام و ایمان ذکر شد: یکی اسلام منافقین که فاقد ایمان معنوی و عقد قلبی است، و آن دیگر اسلام کسانی که میگویند: مؤمن ببعض و تکفر ببعض . به جمیع ما انزل الله ایمان ندارند. پارهای از احکام الهی را میپذیرند و قسمتی از دستورهای خداوندی را رد میکنند. واضح است که در مقام تسلیم، این دو گروه با مؤمنین واقعی تفاوت بسیار دارند. تسلیم اینان قبل از ایمان است و تسلیم مؤمنین واقعی بعد از ایمان به خداست ارزش مهم ازآن تسلیمی است که یک نفر آگاهانه به خدا و تعالیم الهی و دستورهای پیمبران ایمان آورده و از صمیم قلب معتقد شده و سپس بی قید و شرط مطیع آن اوامر میگردد. آن تسلیم است که بسیار ارزنده و مهم است. نمونه آن تسلیم در مورد ابراهیم و اسماعیل است. وقتی در عالم منام به ابراهیم(ع) الهام شد که فرزند خود را قربانی کند، الهام الهی را با فرزندش در میان گذارد. فرزند هم با کمال صمیمیت الهام خداوندی را که به پدرش رسیده بود پذیرفت و آماده شد به دست پدر قربانی شود. و در این جا قرآن شریف میگوید :" فلما اسلما وتله للجبین " ( س37- آیه 103 ) وقتی هر دو به امر خدا گردن نهادند، در مقام تهیه مقدمات قربانی بر آمدند. این تصمیم بهتآور و حیرت زا نشانه کمال ایمان واقعی پدر و پسر است. کسی که به چنین مقام ایمان میرسد در مقابل امر خدا تسلیم بیقید و شرط است. چون و چرا نمیگذارد. عقل خود را به میان نمیآورد و نمیگوید من باید فکر کنم که آیا چنین عملی بر وفق عقل است یا نه. حضرت علی بن موسی الرضا « علیهما السلام » میفرماید: " و اعلموا ان رأس طاعه الله سبحانه التسلیم لما عقلناه و مالم نعقل" ( بحار – ج75- ص 348 ). سر آمد تمام شرایط اطاعت و فرمان برداری از خداوند این است که ما تسلیم بی قید و شرط خدا باشیم؛ چه در اموری که عقل ما آنها را درک میکند و چه آن اموری که عقل ما به عمق آنها راه ندارد و حقیقت آن را درک نمیکند. برای آنکه معنای تسلیم و اطاعت بیچون و چرا در اموری که حاوی مصلحت است هر چه بهتر روشن شود و خوانندگان محترم بیشتر به عمق آن واقف گردند، لازم است در این جا حدیثی را از رسول گرامی(ص) ذکر و سپس در مورد آن توضیح لازم معروض گردد .( مجموعه ورام – ج 2 – ص117 )
رسول اکرم(ص) فرموده است: ای بندگان خدا، شما همانند بیماران هستید و خداوند همانند طبیب معالج. صلاح مرضی در آن چیزی است که طبیب از نظر علم پزشکی میداند و تدبیر درمان خود را بر آن استوار میسازد، نه آن چیزی که هوای نفس مریض طلب و خواهش غریزی خود را درخواست میکند. پس تسلیم امر باری تعالی باشید تا به فوز و پیروزی موفق گردید و از خطرات و مهالک نجات یابید.که مریض به طور طبیعی دارای حب ذات و عشق به زندگی است. برای اینکه خود را از گرفتاری بیماری برهاند و درد خود را درمان کند. بی قید و شرط خویشتن را تسلیم طبیب میکند و با تمام وجود مطیع فرمان او میشود. اگر مثلاً نیازی به جراحی دارد و باید کلیه او تعویض شود و یا زخم معده دارد و باید قسمتی از معدهاش برداشته شود، در آغاز طبیب دستورهایی میدهد و میگوید خون مریض را تجزیه کنند تا وضع مزاجی او را بفهمد، هرگاه مقتضی بداند قبل از عمل جراحی به او دوا میدهد و به طور خلاصه تمام مقدمات کار را فراهم میکند و بیمار هم به تمام معنی در مقابل دستور پزشک مطیع است. هر چه بگوید عمل میکند، چون میداند بر وفق مصلحت است روز عمل فرا میرسد. با میل و رغبت یکسره روی تخت جراحی میخوابد. با اینکه در دل مضطرب است و این کار سنگینی است، اما یک قدم از اطاعت طبیب سر باز نمیزند و به آنچه پزشک میگوید عمل میکند. او را بیهوش مینمایند و شکمش را باز میکنند و کلیه را برمیدارند کلیه سالمی را پیوند میزنند یا نصف معده را قیچی میکنند و به دور میاندازند. سپس بخیه میکنند مریض به هوش میآید. به اتاقش میبرند. باز هم مطیع مطلق آقای پزشک است. هرچه بگوید اطاعت میکند به امید اینکه در پی این اطاعتها به سلامتی نائل گردد، بیماریاش درمان شود و رفاه زندگی پیدا کند و تمام آنچه را که صلاح زندگی اوست به دست بیاورد. این است مقام تسلیم و رضای یک بیمار در مقابل طبیب عالم درمان. رسول گرامی(ص) میفرماید : مردم، شما مانند مریضید و خداوند مانند طبیب. همانطوری که بیمار از پزشک عالم خود بدون چون و چرا اطاعت میکند، تنها به این دلیل که هر چه میگوید و عمل میکند به مصلحت بیمار است، مردمان با ایمان هم باید بی چون و چرا امر خدا را اطاعت کنند و تسلیم بیقید و شرط فرمان الهی باشند تا به صلاح و سعادت نائل گردند. جالب اینکه مریض میداند که این آقای پزشک درس خوانده و عالم است و انسانی دارای فضیلت است، اما در عمق جان احتمال میدهد که در این مورد اشتباه کرده باشد. شاید به دقائق مرض واقف نشده باشد .ممکن است در حین جراحی و تعویض کلیه یک اشتباه کوچک کند و در نتیجه بیمار به آن مصلحتی که باید برسد توفیق نیابد. اما مؤمنین واقعی در اوامر الهی چنین احتمالاتی نمیدهند. اینان میدانند که خدا به تمام حقایق و دقائق واقف است . یقین دارند که خداوند تمام مصلحت ها ی مردم را میداند و مطمئناند که طالب سعادت انسانها و تعالی و تکامل آنان است .از این رو با اطمینان خاطر تسلیم اوامر او میشوند و بی چون و چرا اوامرش را اطاعت میکنند و در نتیجه به سعادت ابدی و کمال واقعی نائل میگردند.
از آنچه تا این جا بیان شد قسمت اول این بحث، یعنی فرق بین اسلام و ایمان واضح و روشن شد که تسلیم قبل از ایمان ناشی از ترس است یا طمع و تسلیم بعد از ایمان ناشی از معرفت باری تعالی و به منظور نیل به صلاح و سعادت است . اسلام فرمان برداری ظاهری و تسلیم بیرونی است، ایمان عقد قلبی و تسلیم درونی است. گردن نهادن به اوامر خداوند و تسلیم قبل از ایمان فقط در حضور مردم صورت می گیرد و در خلوت تسلیم و اطاعتی وجود ندارد، اما تسلیم بعد از ایمان همیشه و همه جا وجود دارد ولی مؤمنین واقعی هم در خلوت فرمان بردار اوامر باری تعالی هستند و هم در حضور مردم .
قسمت دوم ، توضیح درجات و مراتب ایمان است .
امام سجاد(ع)میفرماید: بار الها، ایمان مرا به کاملترین مدارج آن برسان. برای آنکه بالاترین مراتب و درجات ایمان را بشناسیم، لازم است در روایاتی از اولیای گرامی اسلام که راجع به کمال ایمان و حاوی نشانهها و علائم آن است، دقت کنیم و منتهای توجه خود را مبذول داریم تا با راهنمایی آن روایات به بالاترین مراتب ایمان واقف گردیم. دراین جا برای مزید آگاهی خوانندگان محترم بعضی از آن احادیث ذکر می شود : (1و2و3 – میزان الحکمه )
1- رسول اکرم فرموده است: سه چیز است که اگر در کسی باشد، ایمان خود را کامل کرده است: اول آن مردی که در راه خدا و برای اعلای حق از ملامت هیچ ملامت کنندهای نترسد؛ دوم آن کس که هیچ یک از اعمال خود را به ریا آلوده نکند؛ سوم شخصی که وقتی دو امر به او عرضه شد،یکی مربوط به دنیا و دیگری مربوط به آخرت، آن را که مربوط به آخرت است برگزیند و بر امر دنیا مقدم ندارد.
2- مردی به رسول اکرم(ص) عرض کرد: یا رسول الله، دوست دارم ایمان من کامل شود. در جواب فرمودند : اخلاق خود را نیکو و پسندیده کن. براثر این عمل ایمانت کامل می شود.
3- امام باقر(ع) فرمودند: سه چیز است که اگر در کسی باشد، ایمان خود را کامل کرده است: انسانی که چون به امری راضی شد رضای او ، او را در باطل وارد نکند و وقتی خشمگین گردید خشم او وی را از حق منحرف و منصرف نکند و زمانی که قدرت پیدا کرد به چیزی که شایسته او نیست دست نگشاید.
در کتابهای دینی روایات متعددی از رسول گرامی اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام درباره کمال ایمان رسیده و مجموع آن روایات ناظر به خلوص نیت و چگونگی گفتار و رفتار مؤمنین است. و تمامیت ایمان هر فرد به نسبتی است که آن عمل را انجام میدهد و آن وظایف مهم و سنگین را عملاً رعایت میکند عده معدودی از اولیای خدا هستند که تمام نشانههای ایمان تام و کامل را عمل میکنند و آنها را به کار میبندند. اینان واجد کاملترین درجات ایماناند. امام سجاد(ع)چنین ایمانی را از درگاه خداوند متعال درخواست میکند ناگفته نماند دعای شریف مکارم اخلاق خود مجموعهای است که قسمت اعظم نشانههای ایمان کامل را در بردارد.
لازم به تذکر است که امام سجاد به صورت دعا همه معارف و تعالیم دینی را مشروحاً بیان فرموده. سلام وصلوات خدا ی تعالی بر آن بزرگوار و همه تابعین .


